تبليغاتX
فرشته بی بال
فرشته بی بال


قصه پرداز دل تنگم

برایت قصه می خوانم: برایت قصه ای از عشق می خوانم

تو اكنون قصه پرداز منی ، افسانه ام بشنو

تو اكنون محرم راز منی افسانه ام بشنو

تو میدانی: زمانی كولی بیگانه ای بودم، خوش و سرمست ،

شادمان بودم و فارغ از جور جهان بودم

و هر جا خوبروئی بود و دامی داشت

من پرواز می كردم ، زكویش زود می رفتم، برایش ناز می كردم

زدام عشق ماهرویان  برحذر بودم ودائم در سفر بودم

كه روزی مرغكی بی جفت ، بر بام دلم پرزد، و با دست محبت آفرینش بر دلم در زد

نگاهی كرد و آغوش مرا غرق محبت كرد و من در خواب چشمانش فرو رفتم

 و آنجا صد هزار افسانه می دیدم و هر افسانه را صد بار می خواندم

و سرگرم سرود قصه ها بودم ، كه قلب من گواهی داد كه او تنها ست

او هم چو تو در غم هاست.

بال آرزو بگشودم و خواستم با هم زبانی آشنا گردم و در دامان او از رنج تنهایی رها گردم

از این رود قلب پاكم را كه تنها هدیه من بود، برایش هدیه آوردم

و چشمم را برایش با سرود گریه آوردم

تو بودی قصه پرداز دل تنگم

ولی افسوس تو تنها نبودی فكر می كردم

و چون من كولی صحرا نبودی فكر می كردم

و من آنگه دانستم خطا كردم گنه كردم

گناهی سخت و نابخشودنی كردم

به عشقت هستی ام ، نابوده ام را بود می كردم

تو شمع محفلی بودی و صد پروانه بود آنجا

تو لیلی پیكری بودی و صد پروانه بود آنجا

و من آنگه چو دانستم تو خوشبختی

خوش و آوازه خوان گشتم

برایت شادمانی آرزو كردم

و آرام از سر كوی تو برگشتم

توگفتی برو با آشنای دیگری خوكن

برو با ماهروی دیگری رو كن

ولی افسوس ای زیبا ندانستی

كه من با عشق این زیبا بدنها خو نمی گیرم

و تیر غمزه خوبان بحال من نمی افتد

دلم می خواست می دانستی ای زیبا ، زیبا

كه من با حوریان آسمان هم خو نمی گیرم

دلم تنها غریبان بی كسان ، آوارگان را دوست می دارد

و هر شب تا سحر دریایی آفاق اشك می ریزد

تو هم گر روزگاری ، بی كس و بی آشنا گشتی

شكسته خاطر و افسرده دل گشتی

به سوی دشت ما بر گردد و با من هم زبانی كن

برایت باز می خوانم سرود آشنایی را

 و از دل می برم افسانه تلخ جدائی را



+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت 11:41 بعد از ظهر  توسط اکبر  | 



درباره وبلاگ
من اکبر توانگر متولد 1364 هستم.اصلیتم یزدی ولی ساکن در اصفهان. این وب لاگ شخصی است و حقوق آن متعلق به مدیریت وب لاگ است.
من از نهایت شب حرف می زنم
من از نهایت تاریکی
و از نهایت شب حرف می زنم
اگر به خانه من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیاور
و یک دریچه که از آن
به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم


منوی اصلی
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو مطالب
آماده سازی قالب
طراح قالب


بايگاني
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
اردیبهشت 1388
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386


آرشیو موضوعی
آرشیو کلیه مطالب وب لاگ


پیوندها
صالح خوشوعی
قالب های با حال
یه فرشته
باران تلخ
تکه تکه های قلب من
عشق و معشوق
همسفر تنهایی من
کلبه متروک
فریاد عشق
می خوام آروم بگیرم
وب نویس
.:: قالب ساز ::.
طراح قالب


پیوندهای روزانه


آرشیو پیوندهای روزانه

آخرین نوشته ها
نامه اي به دوست
قلبش ترک خورد
نامه زیبلی ویکتور هگو
دویدن بیاموز، پرواز را و اشتیاق را
غیرت و غرور و عشق
فرشته‌ها حتماً‌ مي‌آيند
دلنوشته های من
قصه پرداز دل تنگم

به همین سادگی


لوگوی دوستان




ابتدا نيت كنيد

ابتدا نيت كنيد


سپس براي شادي روح حضرت حافظ يك صلوات بفرستيد

.::.حالا كليد فال را فشار دهيد.::.

براي گرفتن فال خود اينجا را كليك كنيد
منبع کد اهنگ مینوس

بهترين کدهای موزیک و بهترين دانلودها در مينوس
به وب لاگ من خوش آمدید