یک دل با صفا

تو این روزها ما آدما گل نمی دیم به دست هم
این روزها دیگه همه صحبت بی وفایی
ورد زبون همه آدمها تنهایی و جدایی
هر کی به فکر خودشه همدلی معنا نداره
حتی دیگه بی بهونه عشق میره تنهات میزاره
یکی بیاد داد بزنه که دوره دوره وفاست
دشمنی معنا نداره دنیا پر از صلح و صفاست
من میمونم تا که نگن عشق دیگه بی دووم شده
من میمونم تا که نگن دوره عشق دیگه تموم شده
من میمونم تا که بگم دوست داشتنم حقیقته
برای اعتبار عشق همین خودش غنیمته
یکی بیاد یکی بیاد تا اخر عاشق بمونه
دلزده و خسته نشه دل کسی رو نشکونه
من میمونم تا بدونم عاشق و با وفا کیه
تا که دیگه کسی نگه یه دل با صفا چیه

+
نوشته شده در یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 8:35 بعد از ظهر توسط اکبر
|

مادر روزت مبارک

روز مادر يعنی به تعداد همه روزهای گذشته تو، صبوری!
روز مادر يعنی به تعداد همه روزهای آينده تو ،دلواپسی!
روز مادر يعنی به تعداد آرامش همه خوابهای کودکانه تو، بيداری !
روز مادر يعنی بهانه بوسيدن خستگی دستهايی که عمری به پای باليدن تو چروک شد روز مادر يعنی بهانه در آغوش کشيدن او که نوازشگر همه سالهای دلتنگی تو بود
روز مادر يعنی باز هم بهانه مادر گرفتن....
مادرم روزت مبارک...
+
نوشته شده در یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 11:38 بعد از ظهر توسط اکبر
|

قلب را کجا قرار بدم

    
در افسانه ها آمده روزي که خداوند جهان را آفريد فرشتگان مقرب را به بارگاه
خود فرا خواند و از آنها خواست تا براي پنهان کردن راز زندگي پيشنهاد بدهند
يکي از فرشتگان به پروردگار گفت: خداوندا آنرا در زير زمين مدفون کن
فرشته ديگري گفت: آن را در زير درياها قرار بده
و سومي گفت: راز زندگي را در کوهها قرار بده
ولي خداوند فرمود: اگر من بخواهم به گفته هاي شما عمل کنم فقط تعداد
کمي از بندگانم قادر خواهند بود آن را بيابند در حالي که من مي خواهم راز
زندگي در دسترس همه بندگانم باشد
در اين هنگام يکي از فرشتگان گفت فهميدم کجاهي خداي مهربان راز
زندگي را در قلب بندگانت قرار بده زيرا هيچ کس به اين فکر نمي افتد که
براي پيدا کردن آن بايد به قلب و درون خودش نگاه کند
و خداوند اين فکر را پسنديد
  
قبله من
چه قدر ساده و آرام،
چه قدر صبور و صميمي،
تو در من آميختي.
باور کن تو را در اولين نماز نخوانده جستجو کردم
که هنوز به قنوت گريه نرسيده سلامم دادي.
بعد...
من ماندم و دستان پر دعايي
که به آسمان پر استجابت چشمانت آويخته شد.
اصلا بيا و تو بگو...
تو بگو کدامين سو قبله ي من است!؟
    
+
نوشته شده در چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 2:35 بعد از ظهر توسط اکبر
|

|